چطور برای خودتان بازار پیدا کنید!

دور همی های قوم و خویش و فامیلی، به جای تعریف جوک های بی مزه، هی بزنید جاده خاکی و از هر جا که می شود سر حرف را به کسب و کارتان بکشانید. کارتان را مطرح کنید. هر چقدر هم که تازه کار را شروع کرده اید خودتان اسم دستگرمی و سرگرمی رویش نگذارید. جدی و جذاب طرحش کنیدو بخواهید شما را به دوستان و آشنایانشان معرفی کنند و تخصصتان را در نظر بگیرند.

خجالتی نباشید و تا می توانید خودتان را بشناسانید. برای اول کار هیچ بد نیست با فروشگاه ها کار کنید. شاید اوایل مجبور باشید سود کمتر دریافت کنید اما اگر تولیدتان را با بسته بندی ساده و لیبل خاص خودتان عرضه کنید، مردم کم کم با خودتان آشنا می شوند و محصولتان برایشان مهم می شود اما برای اینکه دیگران اعتماد کنند و سرمایه یا مکان کارشان را در اختیارتان بگذارند، باید برتری و کیفیت کارتان را بپذیرند.

1- حضوری

* اگر یک نفر بدون پیراهن بیاد اینجا و من استخدامش کنم تو چه فکر می کنی؟
* حتما شلوار قشنگ و خوش فرمی داشته!

گاردنر «در جستجوی خوشبختی» با همین جواب بود که نامناسب بودن سر و وضع عجیبش را موقع شرکت در آزمون استخدامی به نفع خودش تغییر داد اما شاید طرف ملاقات شما به اندازه کارفرمای کریس به دنبال حاضرجوابی نباشد، پس به لباس و ظاهرتان اهمیت بدهید.

فرقی هم ندارد که کتابی نوشته اید و با ناشر قرار ملاقات دارید؛ برای ایده یا اختراعی که ثبت کرده اید دنبال سرمایه گذار هستید یا خودتان شرکت و فروشگاهی راه انداخته اید و با مردم سر و کار دارید. به هر حال حتما پیش می آید که با مشتری ها رو در رو قرار بگیرید. بخواهید یا نخواهید آدم ها قبل از کارتان، خودتان را، آن هم از روی ظاهر قضاوت می کنند و برای متقاعد کردن و جلب اعتمادشان باید متدهای خاصی در نظر بگیرید.


دسته بندی :


بازاریابی عصبی

ترفندهای بازاریابی عصبی در قیمت و قیمت‌گذاری

قیمت‌گذاری و اعلام قیمت به مشتری موضوع بسیار حساسی است. اگر در این زمینه حرفه‌ای تر شویم سودآوری کسب‌و کارمان افزایش می‌یابد. در این مقاله به ارائه چند نکته می‌پردازیم که نتیجه تحقیقات بازاریابی عصبی است.

توجیه قیمتوقتی به مشتری قیمتی را اعلام می‌کنیم باید بلافاصله آن را توجیه کنیم. اگر قیمت ما بیشتر از قیمت مرسوم است یا حتی کمتر است، توجیه قیمت باعث افزایش فروش می‌شود. توجیه قیمت حس خوبی در مشتری ایجاد می‌کند و همین حس می‌تواند احتمال خرید را افزایش دهد.

فرض کنید به یک عطر فروشی مراجعه می‌کنید و عطری را انتخاب می‌کنید، سپس فروشنده قیمتی را اعلام می‌کند که بیشتر از توقع شما است. او بلافاصله اضافه می‌کند: این عطر از اسانس خاصی گرفته شده که بسیار کمیاب است و مربوط به یک گیاه خاص است که سال‌ها به عنوان داروی گیاهی استفاده می‌شد و پادشاهان هزاران سال پیش برای داشتن حس آرامش از این گیاه استفاده می‌کردند.

با اینکه این توضیحات دلیل منطقی مستحکمی برای قیمت بالای عطر اراده نمی‌دهد، ولی احساس خوبی را ایجاد می‌کند که با خرید این عطر می‌توانیم خاص باشیم.

اگر محصولی که می‌فروشیم ارزان‌تر از قیمت‌های رایج باشد باز به توجیه قیمت نیاز داریم. اگر یک لپ‌تاپ مناسب را با قیمت 500 هزار تومان می‌فروشیم، همین قیمت پایین می‌تواند شک و تردید ایجاد کند و این ذهنیت را منتقل کند که مشکلی وجود دارد یا کیفیت آن پایین است. ولی اگر خریدار ببیند در حال تخلیه و بستن فروشگاه و تغییر شغل هستیم این قیمت پایین به نحوی قابل توجیه است.

شرکت دل گاهی لپ‌تاپ‌های خود را با قیمتی بسیار ارزان به فروش می‌رساند. هرگاه چنین فروش ویژه‌ای برگزار می‌شود دلیل آن اعلام می‌شود. مثلا گفته می‌شود که شرکت محصول جدیدی تولید کرده است و انبارها مملو از نمونه قبلی است و برای تخلیه سریع انبار و جایگزینی نمونه جدید، لپ‌تاپ قبلی با قیمت بسیار ارزان فروخته می‌شود.



دسته بندی : بازاریابی
برچسب‌ها: بازاریابی عصبی

رازهای مدیریتی از زبان مدیران برتر آمریکا

این مطلب نتیجه تحقیق وب‌سایت فوربس از میان شرکت های تجاری کوچک آمریکایی در سال 2013 میلادی است. مدیران این شرکت ها در مورد رازهای مدیریتی خود مطالبی بیان کرده اند که برای کارآفرینان جوان بسیار مفید خواهد بود. 

Don Bailey، مدیر عامل شرکت داروسازی Questcor

رهبری و مدیریت موفق سه قانون دارد: رهبری، پیروی و دخالت نکردن (یا کردن) در اجرای برنامه ها یا انجام کار. کلید موفقیت در هر سه این موضوع ها نیز این است که بدانید کی و چگونه هرکدام را انجام دهید. 


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

انگیزه شخصی برای موفقیت در تمام جنبه های زندگی از اهمیتی حیاتی برخوردار است. اگر انگیزه نداشته باشیم، به احتمال زیاد وقت خود را تلف می کنیم و اهداف شخصی و حرفه ای خود را نادیده می گیریم. حتی مصمم ترین افراد روی زمین نیز گاهی انگیزه خود را از دست می دهند. در زیر چند راهنمایی برای حفظ انگیزه آورده ایم.

الف- روحیه خود را به روش های زیر بالا نگه دارید:

1. اهدافتان را به خودتان یادآوری کنید. 

معمولاً قبل از وقت گذاشتن روی هر تلاش خاصی، گرایش به تعیین اهداف کوتاه مدت و بلندمدت دارید. اگر کم کم چشمتان را از روی اهدافتان بردارید، انگیزه خود را از دست می دهید. اینکه حواستان به اهدافتان باشد و دائماً پیشرفت خود را چک کنید، باعث می شود که هر روز انگیزه شما بیشتر و بیشتر شود.  


دسته بندی : مقالات عمومی


8 راه آسان برای بردن آبرویتان در محل کار

در زیر هشت روش ساده برای خراب کردن شهرتتان را مرور کنید

۱- قبول کردن یک پیشنهاد کاری و سپس انصراف از آن
بعضی از افراد پس از این که به یک پیشنهاد کاری بله گفتند هم چنان به گشتن و مصاحبه دادن ادامه می‌هند تا شاید کار بهتری پیدا کنند. آن‌ها با این کار هزینه‌ی گزافی پرداخت می‌کنند زیرا به عنوان فردی شناخته می‌شوند که حرفشان حرف نیست و به سرعت جا می‌زنند. و اصولاً خیلی از افراد در بیش از یک شرکت از شرکت‌هایی که شما در آن‌ها به دنبال کار هستید حضور دارند. تصور کنید شما شدیداً به دنیال کاری هستید و یکی از افراد تصمیم‌گیرنده، همان فردی است که که قبلاً برای شرکتی که از آن انصراف داده‌اید کار می کرده است. شما واقعاً دوست ندارید چنین جمله‌ای را هنگام مصاحبه بشنوید: «جین در شرکت ما استخدام شد ولی درست قبل از شروع کار کنار کشید

۲- بدتر از آن، شروع یک کار و ترک آن به خاطر یک کار دیگر پس از مدتی کوتاه
این که کارتان بسیار نامناسب باشد و یا آنی نباشد که در زمان استخدام به شما گفته شده موضوع دیگری است. اما شروع یک کار و سپس ترک فوری آن فقط به خاطر یک کار بهتر، همان بلایی را سرتان می‌آورد که در بالا اشاره کردیم. اما این حتی از ان هم بدتر است زیرا آن شرکت برای آموزش و معرفی شما به مشتریان و غیره، سرمایه‌گزاری مالی و زمانی کرده است.

۳- عصبانی شدن در محل کار
سرخورده شدن گاه به گاه در کار امری عادی است اما اگر صدایتان را بالا ببرید، درها را به هم بکوبید و بر سر دیگران فریاد بزنید، پایتان را از گلیمتان فراتر گذاشته‌اید. کافی است تنها یک‌بار چنین اتفاقی بیافتاد تا شما به عنوان یک فرد عصبانی شهرت پیدا کنید که هیچ‌کس حاضر نیست با او کار کند. و زدودن این شهرت بد، کار بسیار دشواری است.

۴- دروغ
چه برای پنهان کردن اشتباهتان دروغ بگویید، چه به امید درآمد بهتر درباره‌ی درآمد قبلی‌تان اغراق کنید، در هر صورت اگر دروغتان آشکار شود، شهرتتان نزد هر کسی که از این موضوع مطلع شود قطعاً به گل خواهد نشست. اعتماد به گفته‌های دیگران در محل کار از اصول است و زمانی که شما نشان دهید که قابل اعتماد نیستید، برقراری رابطه‌های کاری برایتان بسیار دشوار خواهد شد.

۵- خلف وعده
وقتی شما بر سر حرفتان باشید و به وعده‌هایتان عمل کنید، نزد دیگران دارای اعتبار می‌شوید. اگر بگویید فلان گزارش را تا دوشنبه ارسال خواهید کرد یا در مورد حساب جدیدتان جلسه‌ای ترتیب خواهید داد اما آن‌ها را فراموش کنید، اعتبارتان را زیر سوال برده‌اید و به عنوان فردی غیرقابل اطمینان و متزلزل شهره خواهید شد.

۶- توصیه کردن فردی برای شغلی که مناسب او نیست
وقتی فردی را برای کاری توصیه می‌کنید به این معنی است که ضمانت او را می‌کنید، کار او مورد قبول شما است و خودتان حاضرید با او همکار شوید. اما اگر آن فرد واقعاً چنین نباشد، چیزی شبیه به این جمله را پشت سرتان خواهند گفت: «او فکر می‌کرد کار جو خوب است ولی جو افتضاح و غیرقابل تحمل است.» به هر حال برداشت شما از کار یک فرد، استانداردها و قضاوت شغلی خودتان را هم نشان می‌دهد.

۷- ترک شغل بدون اطلاع
تنها در صورتی که یک دلیل خیلی، خیلی خوب داشته باشید، ترک کار بدون اطلاع قبلی یعنی خراب کردن پل‌های پشت سر با رئیس (و حتی همکارانتان). فاتحه‌ی نامه‌ی رضایت کاری را نیز بخوانید. خوشتان بیاید یا نه، عرف این است که خروجتان را از ۲ هفته قبل اطلاع دهید.

۸- ارسال ایمیل خصومت‌آمیز پس از یک اتفاق ناگوار
به ایمیل کسی در عصبانیت پاسخ داده‌اید؟ از قانون جدید شرکت ناراضی هستید؟ یا پاسخ نامناسبی به ایمیل مردودی در مصاحبه‌ی کاری ارسال کرده‌اید؟ در هر صورت ادامه‌ی کار با این اتفاق کار بسیار سختی است. شما شهرت فردی را پیدا می‌کنید که نمی‌تواند پاسخ آرام و حرفه‌ای به مشکلات بدهد و بیشتر افراد از شما دور خواهند شد. 


دسته بندی : مقالات عمومی


راه های سود بردن در بورس اوراق بهادار

یکی از مهمترین سوال هایی که شاید همه ما حداقل چند بار در طول زندگی از خود پرسیده ایم این است که درآمد مازاد و پس اندازمان را چگونه صرف کنیم؟ (البته اگر پولی برای پس انداز داشته باشیم) به خاطر همین دغدغه ذهنی شاید این سوال را از هر کسی که فکر می کنیم کاربلد است و امکان دارد بتواند به ما کمک کند، می پرسیم.

هر از گاهی به همه فرصت هایی که به ذهنمان خطور می کند فکر می کنیم. وقتی می بینیم یک نفر از محل خرید و فروش سکه سود خوبی به دست آورده است، ناخودآگاه ذهن ما هم به آن سمت گرایش پیدا می کند، یا وقتی می بینیم یکی از پیش خرید خودرو سود قابل توجهی نصیبش شده است، تصمیم می گیریم همین کار را با پس اندازمان بکنیم؛ اما به راستی کدامیک از این گزینه ها بهترین انتخاب برای سرمایه گذاری است؟ آیا کارشناسی را می شناسید که بهترین پاسخ را به این سوال بدهد؟ ما در این گزارش به این مساله می پردازیم. برای پاسخ دادن به این سوال، بازاری را به شما معرفی می کنیم که برخلاف شهرت جهانی اش میان کشورهای صنعتی دنیا، در بازار رنگارنگ سرمایه گذاری ایران کمتر شناخته شده است.

راه های شناسایی سود در بورس اوراق بهادار
بله، بورس مدرنترین بازار سرمایه گذاری عصر حاضر است. بازاری که سالانه سودهای زیادی را برای اندک سرمایه گذارانش به همراه می آورد؛ سهامدارانی که دیروز شاید توان اجاره یک زیرپله را نداشتند و امروز در جمع میلیاردرهای بورس قرار دارند. بررسی بازدهی بورس تهران برای سهامدارانش نشان از این دارد که این بازار در سال جاری به طور میانگین بالغ بر 49 درصد بازدهی برای سهامداران به ارمغان آورده است و در مقایسه با سال گذشته، روند بازدهی در آن افزایش قابل توجهی داشته است.

 هر چند همچون دیگر بازارها استثناهایی هم در این بازار وجود دارد و شرکت هایی بودند که میزان بازدهی سهام آنها حتی به 100 درصد هم رسیده است؛ اما این یک استثناست و در مورد همه بازار صدق نمی کند.

به هر حال در هر فرصتی که می خواهید سرمایه گذاری کنید، باید صبور باشید و تحمل داشته باشید؛ چون معامله دو طرف دارد، یکی سود، دیگری زیان. اگر امسال سود کردیید، سعی کنید بدون غرور برای سال آینده سرمایه گذاری کنید. اگر هم زیان دیدید، در انتخابتان تجدید نظر کنید یا دقت بیشتری در سرمایه گذاری به خرج دهید.

بورس محلی مطمئن برای سرمایه گذاری

برای اینکه سندی برای آنچه در بالا بدان اشاره شد داشته باشیم، گفت و گویی با مدیر آموزش بورس ترتیب داده ایم که در پی می آید. در این خصوص سید محمد هاشمی نژاد، مدیر آموزش شرکت بورس تهران، به تشریح روش های ورود به بورس اوراق بهادار و شناسایی سود در این بازار پرداخته است.

وی در پاسخ به این سوال که در قدم اول چه باید کرد، می گوید: در یک تقسیم بندی ساده، افراد جامعه را می توان به دو گروه تقسیم کرد؛ یک گروه کسانی هستندکه پول، سرمایه یا پس انداز دارند اما نمی توانند با آن کار کنند و گروه دوم کسانی هستند که توانایی انجام فعالیت های اقتصادی دارند اما سرمایه و پول کافی ندارند.

این دو گروه علاوه بر اینکه یکدیگر را نمی شناسند و تعداد آنها نیز کم نیست، دارای ویژگی های مختلفی هستند.یکی از کارهای اساسی بورس همین است که با ایجاد یک فضای مناسب و قانونمند، زمینه ای فراهم آورد تا از طریق آن برآوردن تمامی خواسته های قانونی طرفین با حفظ حقوق آنها میسر شود. 

راه های شناسایی سود در بورس اوراق بهادار
بورس یک مشکل بسیار بزرگ دیگر را نیز حل کرده است؛ به طوری که می توان ادعا کرد حل این مشکل باعث گسترش سرمایه گذاری و در نتیجه توسعته یافتگی و پیشرفت سریع تر کشورهای جهان شده است و آن این است که افراد مختلفی که با سرمایه های متفاوت وارد بورس می شوند و در فعالیت های اقتصادی بزرگ مشارکت می کنند، در هر زمان که تصمیم بگیرند، سهم و سرمایه خود را به قیمت مناسب می فروشند.

هاشمی نژاد در پاسخ به این سوال که چگونه می توان در بورس سرمایه گذاری کرد، اینگونه می گوید: اولین کاری که برای سرمایه گذاری در بورس باید انجام داد، گرفتن «کد معاملاتی» است. این کد به منظور راحت تر شدن و سرعت یافتن بیشتر کار به افراد داده می شود؛ همانطورکه بانک به مشتری خود شماره حسابی می دهد که مشتری با آن شماره شناخته می شود.

اما مهمترین مساله روش های کسب سود در بورس است. مدیر آموزش بورس که خود نیز به این موضوع اذعان دارد، در این باره اینگونه توضیح می دهد: در بورس، سرمیاه گذاران بازار اغلب از راه های متعدد به کسب سود در بازار بورس می پردازند. از جمله: 



نوسانات قیمت سهام
استفاده از نوسانات قیمت سهام برای کسب سود در بازار روشی است که اغلب سرمایه گذاران در بازار از آن استفاده می کنند. در این روش سرمایه گذار با توجه به وضعیت شرکت و صورت های مالی آن و بررسی وضعیتی اقتصادی و حوزه فعالیت شرکت، تصمیم به خرید سهام شرکت در یک دوره کتاه مدت یا بلند مدت از نوسانات قیمت آن می گیرد و از این طریق به سود می رسد؛ برای مثال یک سرمایه گذار سهامی را در قیمت 300 تومان خریداری می کند و پس از گذشته مدتی که پیش بینی کرده است، به فروش سهام در قیمت 900 تومان می پردازد. در واقع در این مدت او توانسته است با خرید و فروش سهام یک شرکت در یک دوره (معمولا کمتر از یک سال) به 20600 تومان به ازای هر سهم و معادل 50 درصد سودت برسد. البته ممکن است که این پیش بینی ها هم اشتباه باشد و سهام با کاهش روبرو شود که در این حالت سهام دار ضرر می کند.



سود سهام سالانه

راه دیگری که با استفاده از آن می توان به کسب سود در بورس پرداخت، استفاده از سود سالانه سهام است. کسانی از این روش در بازار سهام استفاده می کنند که با توجه به وضعیت مالی شرکت و نحوه تقسیم سود آن و سرمایه گذاری بلندمدت، اقدام به خرید سهام می کنند و در دوره ای که سهام دار شرکت هستند، از سودهای نقدی شرکت بهره می برند. 

راه های شناسایی سود در بورس اوراق بهادار


روش ترکیبی


در بورس، سرمایه گذاران معمولا از مجموع هر دو روش برای کسب سود در بازار استفاده می کنند؛ سهام را خریداری می کنند تا از نوسانات کوتاه و بلندمدت آن کسب سود کنند و در مجمع تقسیم سود اگر وضعیت شرکت را مناسب ارزیابی کردند، سهام را نگه می دارند تا از سود تقسیمی سالانه آن نیز استفاده کنند.

هاشمی نژاد در ادامه یک ابزار را برای شناسایی سود بدون دغدغه معرفی می کند و آن کسب سود از طریق صندوق های سرمایه گذاری است. وی در توضیح بیشتر می گوید: یکی از رایج ترین روش های سرمایه گذاری که مطمئن تر و راحت تر است، خریدواحدهای صندوق های سرمایه گذاری است؛ این صندوق با جمع آوری سرمایه های مردم شکل می گیرد و با بهره گیری از یک ساختار قانونمند در بورس و بازارهای دیگر، سرمایه گذاری می کندو به جای اینکه فرد مستقیما درگیر تحلیل وضعیت شرکت ها و خرید و فروش سهام باشد، مدیران این صندوق ها این فعالیت را انجام می دهند و سرمایه گذار از افزایش نرخ واحدهای صندوق ها سود کسب می کند. این صندوق ها هم به شکل درآمد ثابت و هم متغیر در بورس فعالیت می کنند.


دسته بندی : مدیریت کسب و کار


5 نکته برای موفقیت شغلی که در هیچ مدرسه ای یادتان نداده ‌اند

شاید اگر بخواهیم به مهمترین مهارت موفقیت در کار اشاره کنیم، غلبه بر احساسات و خصوصیات و عادات اخلاقی منفی باشد. اما مهارت‌های دیگری نیز هست که با یادگیری آن می‌توانید به موفقیت‌های قابل‌توجه‌تری در زندگی شغلی خود دست پیدا کنید. در زیر به 5 مورد از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم:

1. برای انجام کارها کمک بگیرید

یاد گرفتن مرز ظریف بین هدایت کردن و محول کردن کارها یکی از سخت‌ترین مهارت‌هاست. میل طبیعی بسیاری از ما این است که می‌خواهیم همه کارها را خودمان انجام دهیم که مطمئناً غیرممکن است.

باید مدام خودتان را چک کنید. مطمئناً خیلی از ایدآل دور هستید. وقتی از چند نفر دیگر در کارتان کمک می‌گیرید، موفقیت بیشتری در انتظارتان خواهد بود. همانطور که از قدیم می‌گویند: یک دست صدا ندارد.

تصویر زیر را همیشه به ذهن داشته باشید.

 







2. تدریجی پیشرفت کنید

افکار و اعتقادات زیادی درمورد رشد و پیشرفت فردی وجود دارد. بعضی از آن مکتب‌های فکری اعتقاد دارند که یا باید کاری را بزرگ شروع کنید، یا اصلاً شروع نکنید.

شاید راحت‌ترین رویکردی که بتوانید در زندگی الگو قرار دهید، این باشد که محصولات و خدمات خود را به صورت تدریجی و با پیشرفت تدریجی ایجاد کنید.

کوچک شروع کنید و تاجاییکه ممکن است کم‌ هزینه کنید و خواهید دید که خیلی زود موفقیت نصیبتان می شود. اما خیلی زود باید چیزهایی که به دردتان نمی‌خورد را از کارتان بیرون کنید.

اگر این رویکرد را انتخاب کنید، احتمال و خطر اینکه راه اشتباه را بروید و وقت و هزینه زیادی را صرف آن راه اشتباه بکنید کمتر خواهد شد.

همچنین با این روش می‌توانید در مدت زمان انجام کار وقت برای تحقیق بیشتر داشته باشید. یاد می‌گیرید که مشتری شما چه می‌خواهد و همان‌ها را وارد کارتان خواهید کرد.

3. شب‌ها قبل از خواب به مشکلات کاریتان فکر کنید

خیلی وقت‌ها توصیه‌هایی را می‌شنوید که می‌گوید باید مشکلاتتان را دور از ذهنتان نگه دارید، مخصوصاً شب‌ها که می‌خواهید استراحت کرده و کمی بخوابید. اما برای حل مشکلات کاری، خلاف این موثر است. سعی کنید 15 دقیقه قبل از اینکه وارد رختخواب شوید، پشت میز کارتان بنشینید و به مشکل کاریتان فکر کنید. بعد از اینکه فکر کردنتان تمام شد، آنوقت به رختخواب بروید.

ذهن ناخودآگاه در زمان خواب فعال است. فکر کردن به یک مشکل کاری قبل از خواب، باعث می‌شود ذهن ناخودآگاهتان را مجبور کنید به آن مشکل فکر کند.

گاهی‌اوقات وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوید، راه‌حل آن مشکل در ذهنتان خواهد بود.

4. با سیستم کامپیوترتان مثل یک خط تولید کارخانه رفتار کنید

برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، کامپیوتر بزرگترین تجهیزات موجود برای کار آنهاست. بدون یک سیستم کامپیوتر، خیلی از کارها قابل انجام نیستند.

اما چرا باز هم خیلی از ما با کامپیوترهایمان درست برخورد نمی‌کنیم؟ بیشتر وقت‌ها فراموش می‌کنیم از اطلاعاتمان کپی بگیرید. به تعمیرات آنها رسیدگی نمی‌کنیم. قابل‌هایمان به هم ریخته و نامنظم هستند. معمولاً تازمانیکه مشکلی ایجاد نشده، سیستم کامپیوترمان را نادیده می‌گیریم و آنوقت است که آن مشکل به یک بحران حل‌نشدنی تبدیل می‌شود.

مسئله‌ای که باید به خاطر داشته باشید این است که تعمیرات و رسیدگی منظم سیستم کامپیوتری، تولید شما را مرتب‌تر و بیشتر خواهد کرد.

5. وانمود کنید یک بخش حسابداری دارید

هرکسی در بیزنس این توصیه را بارها و بارها شنیده است که باید حساب و کتابتان دقیق باشد. متاسفانه، ارائه این توصیه آسان و عمل کردن به آن دشوار است.

یکی از دلایل اینکه خیلی از کسانیکه به تازگی کار یا بیزنسی را شروع می‌کنند از حسابداری کتبی وضعیت کارشان خودداری می‌کنند این است که فکر می‌کنند ممکن است اعداد به دست آمده از حساب‌هایشان جور نباشد یا سود خوبی را به آنها نشان ندهد.

اما این آمار و ارقام و حساب و کتاب‌ها هیچوقت بهتر نمی‌شود مگراینکه شهامت لازم برای مواجه شدن با آنها را داشته باشید.

بزرگترین چالش شما ممکن است گذشن از سد احساسی باشد. برای غلبه بر آن سد، می‌توانید وانمود کنید یک بخش حسابداری دارید و خودتان نیستید که مستقیماً به حساب و کتاب‌ها رسیدگی می‌کنید. یعنی اگر شکست و ضرر و اشتباهی را متوجه شدید، حس کنید تقصیر شما نبوده است. 

رسیدگی به حساب و کتاب‌ها یکی از مشخص‌کننده‌ترین فعالیت‌هاست. با آن کار می‌توانید چیزهایی را در کارتان ببینید و متوجه شوید که قبلاً نمی‌دیدید و روی سوددهی خود تمرکز کنید.


دسته بندی : مقالات عمومی


قیمت کالاها و سهام در بازار چگونه مشخص می‌شود

کلید عرضه و تقاضا برای درک قیمت سهام

احتمالاً تعاریف مختلفی را درمورد قیمت سهام و علت بالا و پایین رفتن آن خوانده و شنیده‌اید.

درمورد تاثیر درآمدها یا اقتصاد یا اعتبار بازار بر قیمت‌های سهام شنیده‌اید. بااینکه همه این عوامل  در تغییرات نرخ سهام نقش دارند اما تاثیر مستقیمی بر آن ندارند. 

کاری که این عوامل می‌کنند، تغییر توازن عرضه و تقاضا است.

قیمت سهام عملکردی از عرضه و تقاضا است. سایر تاثیرات مثل درآمدها، اقتصاد و از این قبیل می‌توانند بر تمایل به داشتن (یا فروختن) یک سهام اثر داشته باشند.

اگر شرکتی به طور تعجب‌آوری درآمد پایین از خود گزارش کند، تقاضا برای سهام آن کاهش می‌یابد. به همین ترتیب، توازن بین فروشنده‌ها و خریداران تغییر خواهد کرد.

خریداران برای قیمت فعلی طلب تخفیف کرده و بسیاری نیز انگیزه فروش پیدا خواهند کرد. اینکه تعداد فروشنده‌های سهامی بیشتر از خریداران آن باشند به معنی بالاتر بودن عرضه نسبت به تقاضاست، به همین دلیل قیمت آن سهام پایین خواهد آمد.

وقتی قیمت‌ها پایین می‌آید


در نقطه‌ای قیمت سهامی تا جایی پایین می‌آید که برای خریداران جذاب به نظر می‌رسد و همین مسئله و عوامل دیگر اوضاع را تغییر می‌دهد. وقتی خریداران به سمت بازار حرکت می‌کنند، تقاضا سریع‌تر از عرضه رشد می‌کند و درنتیجه قیمت بالا می‌رود.

گاهی‌اوقات عرضه و تقاضا توازن پیدا می‌کنند که قیمتی است که خریداران پذیرفته و فروشنده‌ها تایید می‌کنند. وقتی عرضه و تقاضا برای یک سهام تقریباً برابر باشند، قیمت‌ها دچار نوسان شده اما در محدوده باریک‌تری بالا و پایین می‌روند.

این امکان وجود دارد که سهامی قبل از اینکه چیزی دیگرتوازن عرضه و تقاضا را بر هم بزند، برای روزها یا ماه‌ها در این محدوده باقی بمانند.

رابطه داخلی بسیار ظریفی بین عرضه و تقاضا و قیمت سهام وجود دارد.

اگر تقاضا برای سهامی از عرضه آن بالاتر رود، قیمت آن بالا خواهد رفت. اما فقط تا جایی بالا می‌رود که خریداران گمان برند که تقاضا رو به افول است.

در آن نقطه، صاحبان سهام می‌فروشند. برخی از آنها قیمت را بالا برده و اعتقاد پیدا می‌کنند که شکستن قیمت در معرض وقوع است و به همین دلیل سودشان را برداشته و سهام خود را می‌فروشند.

هرچه سهامداران بیشتری (به هر دلیلی) سهام خود را بفروشند، قیمت شروع به شکستن می‌کند زیرا میزان عرضه بیشتر از تقاضا شده است. سهامداران برای جلب مشتری قیمت را پایین می‌آورند.

همین وضعیت در طرف دیگر هم عمل می‌کند اما برعکس. وقتی قیمت‌ها پایین می‌آید، به سطحی می‌رسد که خریداران را جذب می‌کند.

همانطور که خریداران سهام را به دست می‌آورند، قیمت سهام بالا می‌رود زیرا فروشندگان باید به رها کردن سهام خود راضی شوند.

این حرکت پویای عرضه و تقاضا مهمترین حقیقتی است که سرمایه‌گذاران باید درمورد قیمت‌های سهام از آن آگاه باشند. بااینکه سرمایه‌گذاران ممکن است بخواهند قیمتی برای سهام بگذارند، این بازار و بده و بستان بین عرضه و تقاضاست که قیمت سهام را مشخص می‌کند.


دسته بندی : مقالات عمومی


رموز موفقیت «پیر امیدیار» بنیانگذار ایرانی‌تبار سایت ای بی

وقتی پیر امیدیار سایت eBay.com را به عنوان یک نوع سرگرمی راه‌اندازی کرد، فکرش را هم نمی‌کرد روزی صاحب بزرگ‌ترین بازار اینترنتی جهان شود که روزانه چهار میلیون حراج در آن صورت می‌گیرد، هر 24 ساعت نیم میلیون گزینه برای خرید در آن وارد می‌شود و ارزشی معادل ده میلیارد دلار پیدا می‌کند.

پس از خواندن مقالات مختلفی در مورد eBay و موسسش، مطالب جالبی یاد گرفتم که فکر می کنم برای کسی که بخواهد یک کسب و کار جدید را شروع کند میتواند مفید باشد، در ادامه این مطالب را نکته وار برایتان آورده ام.

1– امتحان کنید.

امیدیار می‌گوید وقتی به دست‌آوردهای افراد موفق نگاه می‌کنی و می‌گویی: «عجب کار سختی بوده!»، مطمئن باش کار سختی بوده و وقتی به کارهایی نگاه می‌کنی که به نظر آسان می‌رسند، احتمالا آن‌ها هم سخت بوده‌اند. تا وقتی خودت دست به کاری نزنی، هیچ وقت نمی‌فهمی که واقعا چه‌طور بوده است.  تو در بعضی چیزها شکست خواهی خورد، این تجربه ی آموزنده‌ای است که تو نیاز داری آن را با خودت ببری و در تجربه بعدی‌ات استفاده کنی.

2– دنبال علایقتان بروید.

موسسeBay  تاکید می کند، اگر به چیزی خیلی علاقه داشته باشی و سخت کار کنی، فکر می‌کنم موفق خواهی شد. ولی اگر تجارتی را شروع کنی به این امید که کلی پول پارو کنی، احتمالاً موفق نخواهی شد. چون این دلیل اشتباهی برای شروع یک کار تجاری است.

تو باید واقعاً به کاری که داری انجام می‌دهی، باور داشته باشی، باید آن‌قدر به آن علاقه داشته باشی که بتوانی زمان و تلاش لازم را برای رساندن آن کار به موفقیت ، کنار بگذاری. آن وقت است که به موفقیت خواهی رسید.

وی می‌گوید من به دنبال چیزی بودم که از انجام دادنش لذت می‌بردم. در واقع علاقه خودم را دنبال می‌کردم. اگر از کار لذت ببرید، دیگر کار حساب نمی‌شود .من همیشه دوست داشتم با کامپیوترها سروکار داشته باشم، محرک و انگیزه من این بود که بتوانم نرم‌افزاری ایجاد کنم که برای آدم‌ها سود داشته باشد و بر روی آن‌ها تاثیر بگذارد.کاری که من می‌کردم واقعاً کار نبود، مانند این بود که دارم تفریح می‌کنم.

3– از چیزهای اطرافتان ایده بگیرید.

شبى در سال 1995 امیدیار، مهندس جوان برنامه نویس ایرانى الاصل، با نامزدش که عاشق جمع آوری Pez بود،Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد، مشغول خوردن شام بود که نامزدش ازآنکه شریکى براى ایجاد یک کلکسیون Pez در سانفراسیسکو ندارد گله کرد.

امیدیار به او پیشنهاد کرد که از اینترنت براى پیدا کردن شریک تجارى استفاده کند. بنابراین  وی در وب سایت کوچک خود براى نامزدش بخشى را براى این موضوع آماده کرد و نام آن را Auction Web  گذاشت، برنامه ایکه او برروى وب سایت شخصى خود ایجاد کرد و به کاربران امکان  لیست کردن وسایل مختلف خود از جمله کلکسیون نامزدش را می داد.

وقتی امیدیار به مساله از دید خودش نگاه کرد، شیفته حل چالش فنی راه‌اندازی یک بازار اینترنتی برای حراج شد.  حالا همسر امیدیار بیشتر از 400 عدد Pez در کلکسیون خود دارد!

4– هر چیزی امکان پذیر است.

کار بر روی eBay از یک روز تعطیل وقتی امیدیار 28 ساله بود، شروع شد. روز 4 سپتامبر 1995، اولین روز کار سایت حراج اینترنتی امیدیار بود. پدربزرگ eBay، سایتی بود به نام Auction Web که حتی میزبان مستقلی هم نداشت. خدمات این سایت در ابتدا به رایگان ارایه شد و پس از مدتی برای تامین هزینه‌های میزبان اینترنتی، قرار شد تا از هر حراج کمیسیون دریافت شود.

مبدع eBay ، به صورت کاملا اتفاقی یک دستگاه فتوکپی را به صورت آنلاین به فروش گذاشت و خوشبختانه خریدار هم برای آن پیدا شد. وقتی به خریدار اعلام کرد که دستگاه شکسته است، فرد خریدار اظهار داشت که «من یک کلکسیونر فتوکپی‌های شکسته هستم». این زمانی بود که امیدیار متوجه شد که هر چیزی امکان پذیر است.

و این آغاز بزرگ‌ترین سایت خرید و فروش اجناس دست دوم در جهان بود.…

 

5– کسب سود را هدف اصلی خود قرار ندهید، سود خودش می آید !

امیدیار با دریافت مبلغ ناچیزی بین 25 سنت تا دو دلار به فروشندگان اجازه داد که اجناس خود را براى شرکت در حراج در سایت eBay معرفى کنند. همچنین درصدى از خریدوفروشها به او میرسید و به این ترتیب eBay موجب شد که فروشندگان و خریداران با هم به راحتى به خرید و فروش بپردازند.

بنیانگذار ایرانی eBay: همه چیز را برنامه ریزی نکنید! 

در حال حاضر، حجم گردش سرمایه از طریق eBay از 8 میلیارد دلار فراتر رفته است ، درآمد سایت نیز بالغ بر 2 میلیارد دلار است و تنها در آمریکا بیش از نیم میلیون کاربر ثبت شده دارد.

6– به فکر کمک کردن به مردم هم باشید!

امیدیارمی‌گوید من همیشه به کمک کردن به مردم براى آنکه از آنچه که هستند بهتر باشند معتقد هستم.

همواره انگیزه نوشتن نرم‌افزارهایی که فایده‌ای داشته باشند یا روی آدم‌هایی که از آنها استفاده می‌کنند، تأثیر بگذارند ، من را به جلو می‌برد. برای همین من از نرم‌افزارهایی که به درد بازار مصرف مردم می‌خورد و این فکر که قادر باشی یک کار خوب انجام بدهی، انگیزه می‌گرفتم.

 

7– یک کار جدید انجام دهید.

استاد تجارت الکترونیک ما می‌گوید : من اشتیاق وعلاقه شدیدی دارم برای حل مسائلی که فکر می‌کنم می‌توانم آنها را با راه جدیدی حل کنم. منظورم این است که انجام یک کار جدید به ما آدم‌ها حس غرور می‌دهد.

ایده eBay نیز اینگونه بود، فکر من فقط کمک به آدم‌هایی بود که می‌خواستند با همدیگر در اینترنت دادو ستد کنند، مردم فکر می‌کردند این کار غیرممکن است، آنها می‌گفتند آخر چطور میتوانند از طریق اینترنت به همدیگر اعتماد کنند؟ (حواستان باشد داریم از سال 1995 حرف میزنیم.) چطور می‌توانند همدیگر را بشناسند؟ ولی من فکر می‌کردم  تصورات مردم احمقانه است، چون آدم‌ها اساساً خوب و درستکار هستند.

این فکر خیلی مرا تحریک کرد، من باید به مردم نشان بدهم که فکرشان درست نیست.

8 — احترام به دیگران فراموش نشود.

کل ایده eBay این است که با دیگران طوری رفتار کنید که انتظار دارید با خودتان رفتار کنند. این گونه است که مردم می‌توانند با یکدیگر تجارت کنند.

در سال 1999، سایت چندین بار دچار وقفه در خدمات‌دهی شد که یکی از آن‌ها 22 ساعت به طول انجامید. اما امیدیار به فکر بازپس گرفتن اعتماد کاربران بود، در آن روز شرکت با برقراری 10,000 تماس تلفنی با کاربران اصلی سایت، از آن‌ها عذرخواهی کرد و به آن‌ها اطمینان داد که همه چیز به سرعت به وضع طبیعی باز می‌گردد. با همین فعالیت‌های امیدیار بود که دیگر سایت‌های حراج آمدند و رفتند، اما eBay  باقی مانده و هم‌چنان در حال رشد است.

 

9– از افراد متخصص کمک و راهنمایی بگیرید.

eBay  که از ابتدا با هدف ایجاد بازاری برای فروش اجناس و سرویس‌های افراد مختلف بوجود آمده بود، در سال 1998 شروع به گسترش نمود.

پیر از خانم “مگ وایتمن” (Meg Whitman) که فارغ‌التحصیل دانشکده تجارت دانشگاه‌ هاروارد بود برای کمک در این فرآیند دعوت به عمل آورد.

مگ کارمندان اصلی خود را از کمپانی‌های دیسنی و پپسی انتخاب کرد و یک تیم مدیریتی مجرب با حداقل 20 سال تجربه کاری فراهم کرده و دیدگاه بی‌نظیری برای سازمان بوجود آورد.

ایده ها، پشتکار و برنامه ریزى این جوان ایرانى تبار، وى را در لیست موفق ترین و ثروتمند ترین افراد جهان قرار داد، امیدوارم ارایه این نکات که از میان زندگینامه و سخنان این جوان خلاق گردآوری ونتیجه گیری شده بود شما را رهنمونی باشد برای رسیدن به آینده ای روشن.

10– نوبت شماست:

شما چه فکر می کنید؟ تا چه اندازه با سایت های حراج اینترنتی آشنا هستید؟

به نظر شما آیا می توان مشابه کاری که پیر امیدیار در eBay انجام داده است، در داخل ایران انجام داد؟


دسته بندی : مقالات عمومی